شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۸۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سنجد کسی که باده و تریاک را به همنسبت کند سخاوت و امساک را به هم
۲
پای مرا به دامن عزلت شکسته استبسته است آن که دامن افلاک را به هم
۳
دارم امیدها به گرستن که دست داداز گریه خوشه های گهر تاک را به هم
۴
پای چراغ را نبود بهره از چراغخصمی است بخت و شعله ادراک را به هم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth