شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۱۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این طریق دارهم یا سندی و سیدیاهد الی وصالهم، ذبت من‌التباعد
۲
ای که به قصد نیمشب بسته نقاب آمدیآن همه حسن و نیکوی نست مناسب بدی
۳
یافئتی فدیتکم فی امل اتیتکمقد قطعت وسایلی حیلة قول حاسد
۴
جان شهان و حاجبان! چشم و چراغ طالبانبی‌تو ز جان و جا شدم، تو ز برم کجا شدی؟
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth