خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولاییو قولوا ان ادوایی قد استولت لافنایی
۲
اخلایی اخلایی، مرا جانیست سوداییچو طوفان بر سرم بارد، غم و سودا ز بالایی
۳
و قولوا: « ایها المولی، الا یا نظرةالدنیافجدلی نظرة احیا، اذا ما شئت ابقایی
۴
اخلایی اخلایی،بشویید از دل من دستکزین اندیشه دادم دل به دست موج دریایی
صفحهٔ ۱ از ۴