خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۸۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایمدر راه آرمیده چو منزل نشسته ایم
۲
بالین ز تیغ کرده و آسوده خفته ایمبر موج تکیه کرده و غافل نشسته ایم
۳
موج وحباب تاج و کمر از محیط یافتما همچنان به دامن ساحل نشسته ایم
۴
مشکل روان شود به دوصد نیش خون مااز بس میان مردم کاهل نشسته ایم
صفحهٔ ۱ از ۲