خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۸۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چند همچو ذره محقر فتاده ایمبا آفتاب عشق برابر فتاده ایم
۲
هر دامنی که بود گرفتیم در جهاناکنون به فکر دامن محشر فتاده ایم
۳
پهلوی چرب دشمن جان است صید رازان زنده مانده ایم که لاغر فتاده ایم
۴
تلخی کشیم تا دگران خوشدلی کننددر بزم روزگار چو ساغر فتاده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲