خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۸۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما نام خود ز صفحهٔ دلها ستردهایمدر دفتر جهان ورق باد بردهایم
۲
چون سرو تازهروی درین بوستانسرادر راه گرم و سرد جهان پا فشردهایم
۳
رقص فلک ز جوش نشاط درون ماستچون خون مرده گرچه به ظاهر فسردهایم
۴
نزدیکتر به پردهٔ چشم است از نگاهراهی که ما به کعبهٔ مقصود بردهایم
صفحهٔ ۱ از ۳