خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۸۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما همچو آفتاب به هرجا رسیدهایمهر کوچهای که هست به عالم دویدهایم
۲
وحشت کنیم ازآن که به خلق است آشناما چون غزال، رام زهر خود رمیدهایم
۳
گر خون عرق کنیم چو خورشید دور نیستباری که آسمان نکشد ما کشیدهایم
۴
چون میوه پخته گشت گرانی برد ز باغما بار نخل چون ثمر نارسیدهایم
صفحهٔ ۱ از ۲