خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۸۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کوی جان به قطع مراحل نمیرسیمتا گرد جسم هست به منزل نمیرسیم
۲
نه دین ما به جا و نه دنیای ما تماماز حق گذشتهایم و به باطل نمیرسیم
۳
در دست و پا زدن گرو از موج میبریمدانستهایم اگرچه به ساحل نمیرسیم
۴
کار شتابکار به پایان نمیرسداین است اگر شتاب، به منزل نمیرسیم
صفحهٔ ۱ از ۲