خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۸۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تلخی ز لب لعل تو نشنفتم و رفتمخوش باش که ناکام دعا گفتم و رفتم
۲
کردم سفر از خویش به آوازه یوسفبانگ جرس از قافله نشنفتم و رفتم
۳
چون سیل سبکسیر به رخساره پر گردخار و خس این بادیه را رفتم و رفتم
۴
غافل نگذشتم ز سر خار ملامتاز آبله هر گام گهر سفتم و رفتم
صفحهٔ ۱ از ۳