شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۹۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش از گل رخسار تو افروخته بودمچون لاله به داغ تو جگر سوخته بودم
۲
شد مشت شراری و مرا در جگرافتادچون غنچه اگر خرده ای اندوخته بودم
۳
چون شمع درین انجمن از ساده دلیهارفتم که نفس راست کنم، سوخته بودم
۴
بی برگ نمی کرد مرا سردی ایامگر زان که به کنج قفس آموخته بودم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth