شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۹۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتش به دل از گرمی این مرحله دارمپا بر سر گنج گهر از آبله دارم
۲
آتش به زر اینجا نفروشند و من خامگرمی طمع از مردم این قافله دارم
۳
آن راهنوردم که تهی پایی خود راپیوسته نهان از نظر آبله دارم
۴
از سلسله زلف کسی طرف نبسته استعمری است که من ربط به این سلسله دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth