خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن قدر ندارم که سزاوار تو باشمآن به که گرفتار گرفتار تو باشم
۲
خورشید درین ره بود از آبله پایانمن کیستم آخر که طلبکار تو باشم؟
۳
غیر از کف افسوس مرا برگ دگر نیستآخر به چه سرمایه خریدار تو باشم؟
۴
یک فاخته سرو تو این طارم نیلی استمن در چه شمارم که هوادار تو باشم؟
صفحهٔ ۱ از ۲