خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دستی که به جامی نشود رهزن هوشمچون پایه تابوت گران است به دوشم
۲
دستی که به احسان نکند حلقه بگوشمچون پایه تابوت گران است به دوشم
۳
فریاد من از سوختگیهاست چو آتشچون باده ز خامی نبود جوش و خروشم
۴
نتوان چو لب جام کشید از لب من حرفهر چند ز رنگین سخنی رهزن هوشم
صفحهٔ ۱ از ۳