خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند به روزن نرسد نور چراغم؟رنگین نشود پنبه ز خونابه داغم
۲
هر چند که چون ذره ندارم به جگر آباز چشمه خورشید خورد آب، دماغم
۳
وقت است که بر تن بدرم اطلس افلاکاز جامه فانوس به تنگ است چراغم
۴
در کنج قفس چند دل خویش توان خورد؟شبنم زده گردید لب گل ز سراغم
صفحهٔ ۱ از ۲