خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در هر که ترا دیده به حسرت نگرانمعمری است که من زنده به جان دگرانم
۲
بیداری دولت به سبکروحی من نیستهر چند که در چشم تو چون خواب گرانم
۳
از داغ جنون دیده من باز نگردیدچون عقل سبکسر کند از دیده ورانم؟
۴
دستی که ز دقت گره از موی گشودیدر زیر زنخ ماند ازین خوش کمرانم
صفحهٔ ۱ از ۳