خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان را به دم خنجر قاتل برسانمطوفان زده خویش به ساحل برسانم
۲
چندان مرو ای جان که من از گریه شادیآبی به کف خنجر قاتل برسانم
۳
موجم که به هر آمدن و رفتن ازین بحرفیضی به لب تشنه ساحل برسانم
۴
صد بار جرس گشتم و پاس ادب عشقنگذاشت که آواز به محمل برسانم
صفحهٔ ۱ از ۳