خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا روی عرقناک ترا دید نگاهمزد غوطه به سرچشمه خورشید نگاهم
۲
از حوصله دیده من گرد برآورداز بس ز تماشای تو بالید نگاهم
۳
بر مرکز خال تو مرا تا نظر افتاددر دایره چشم نگنجید نگاهم
۴
شد دیده بیدار مرا خواب پریشاناز بس به خود از شرم تو لرزید نگاهم
صفحهٔ ۱ از ۳