خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کو می که ز زندان دل تنگ برآیم؟چون لاله نفس سوخته زین سنگ برآیم
۲
یک سوخته دل نیست پذیرای شرارمآخر به چه امید من از سنگ برآیم؟
۳
چون نیست مرا شهپر گلزار رسیدناز بهر چه من زین قفس تنگ برآیم؟
۴
در روی زمین نیست چو یک چهره روشنچون آینه بی وجه چه از زنگ برآیم؟
صفحهٔ ۱ از ۳