خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در پله آغاز ز انجام گذشتیماز مصر برون نامده از شام گذشتیم
۲
چون برق فتادیم به خاشاک تعلقزین خاک جلوگیر به یک گام گذشتیم
۳
در ابر سفید و لب خاموش خطرهاستاز گردن مینا و لب جام گذشتیم
۴
نینقطهٔ شب یک الف روز ندیدیمهر چند که بر صفحه ایام گذشتیم
صفحهٔ ۱ از ۳