خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستانه سر شیشه می باز گشودیمدیگر در صد میکده راز گشودیم
۲
هر بند طلسمی که در آن زلف درازستچون شانه به سرپنجه اعجاز گشودیم
۳
بی ظرفی ما باعث رسوایی ما شدتا راه سخن بر لب غماز گشودیم
۴
بر سینه ما ناخن شهباز فرو ریختتا بال به خمیازه پرواز گشودیم
صفحهٔ ۱ از ۲