شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۹۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چندان که چو خورشید به آفاق دویدیمما پیر به روشندلی صبح ندیدیم
۲
یک بار نجست از دل ما ناوک آهیاز بار گنه همچو کمان گرچه خمیدیم
۳
چون شمع درین انجمن از راستی خویشغیر از سر انگشت ندامت نگزیدیم
۴
افسوس که با دیده بیدار چو سوزنخار از قدم آبله پایی نکشیدیم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth