خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برون نمی برد از فکر دوست عالم آبمنقاب دولت بیدار نیست پرده خوابم
۲
جگر گداز محیط است داغ تشنگی منکلاه گوشه به دریا شکسته موج سرابم
۳
به خوان چرخ نکردم دراز دست تهی رانداشت کاسه در یوزه پیش بحر حبابم
۴
اگر چه روی مرا داشت روزگار بر آتشچه خون که در دل آتش نکرد اشک کبابم
صفحهٔ ۱ از ۳