خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فدای چشم مخمور تو خواب عاشقانوی بلاگردان زلفت پیچ و تاب عاشقان
۲
گر به بیداری غرور حسن مانع می شودمی توان دلهای شب آمد به خواب عاشقان
۳
پیش ازان دست گل شبنم فرو ریزد به خاکسر برآر از جیب صبح ای آفتاب عاشقان
۴
شست خورشید قیامت دامن از خون شفقهمچنان خونابه می ریزد کباب عاشقان
صفحهٔ ۱ از ۳