خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باده گلگون نمی آید به کار عاشقاناز لب میگون خود بشکن خمار عاشقان
۲
شعله نتواند لباس رنگ را تغییر دادچون برد زردی برون می از عذار عاشقان؟
۳
خانه تن را به خاک تیره یکسان کرده انددست خالی می رود سیل از دیار عاشقان
۴
مردم کوته نظر در انتظار محشرندنقد خود را نسیه کردن نیست کار عاشقان
صفحهٔ ۱ از ۴