شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۹۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مشک شد خون در وجود آهوان ما همچنانسنگ خارا لعل شد در صلب کان ما همچنان
۲
راه با خوابیدگی دامان منزل را گرفتبر زمین چسبیده چون سنگ نشان ما همچنان
۳
تخم قارون سر برون آورد از مغز زمینچون شرر در سینه خارا نهان ما همچنان
۴
سبزه خوابیده زیر سنگ قامت راست کردهمچو مخمل بستر خواب گران ما همچنان
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth