خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرسی دارست اوج اعتبار این جهاندل منه بر دولت ناپایدار این جهان
۲
با گرفتن گرچه دارد جنگ استغنای فقرگوشه ای گیر از محیط بی کنار این جهان
۳
برگ و بار او کف افسوس و بار دل بوددل منه چون غافلان بر برگ و بار این جهان
۴
پیش چشم شبنم روشن گهر یک کاسه استچون گل رعنا خزان و نوبهار این جهان
صفحهٔ ۱ از ۲