خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست معشوقی همین زلف چلیپا داشتندردسر بسیار دارد پاس دلها داشتن
۲
حسن عالمسوز یوسف چون برانداز نقابنیست ممکن پاس عصمت از زلیخا داشتن
۳
چون تو از ما شیشه جانان می کنی پهلو تهیچیست حاصل از دل سنگ چو خارا داشتن؟
۴
تا توان گردآوری کرد آبروی خویش رابهر گوهر دست نتوان پیش دریا داشتن
صفحهٔ ۱ از ۲