خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به که غافل باشد آن سرو روان از خویشتنورنه خواهد گشت از غیرت نهان از خویشتن
۲
بی نیازست از بدآموزان دل بی رحم اودارد این شمشیر سنگین دل، فسان از خویشتن
۳
از غم محرومی ارباب بینش فارغ استحسن مستوری که می گردد نهان از خویشتن
۴
می کند در هر نگاهی روی شرم آلود اواز عرق ایجاد چندین دیده بان از خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۲