خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تندخویان می زنند آتش به جان خویشتنمی خورد دل شمع دایم از زبان خویشتن
۲
راه حرف آشنایان سبزه بیگانه بستاینقدر غافل مباش از گلستان خویشتن
۳
نیست نرگس را چو برگ گل به شبنم احتیاجدولت بیدار باشد دیده بان خویشتن
۴
چون گل رعنا فریب مهلت دوران مخوردر بهاران بگذران فصل خزان خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۳