خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ همدردی نمی یابم سزای خویشتنمی نهم چون بید مجنون سر به پای خویشتن
۲
از مروت نیست با سنگ جفا راندن مرامن که در بند گرانم از وفای خویشتن
۳
من کدامین ذره ام تا بی نیازان جهانصرف من سازند اوقات جفای خویشتن
۴
راستی در پله افتادگی دارد مرامی روم در چاه دایم از عصای خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۳