شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۰۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی کشش نتوان برون از قید دنیا آمدنبی رسن از چاه هیهات است بالا آمدن
۲
بی کمند جذبه خورشید عالمتاب عشقچون تواند شبنم از پستی به بالا آمدن
۳
عیسی از گرد علایق صاف شد بر چرخ رفتنیست ممکن درد را از خم به مینا آمدن
۴
چشم بد بسیار دارد خودنمایی در کمینچون شرر بیرون نمی یابد ز خارا آمدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth