شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۰۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از خموشی مشت خاک بر دهان قال زنتا قیامت خیمه در دارالامان حال زن
۲
روزگاری رشته تاب آرزو بودی، بس استچند روزی هم گره بر رشته آمال زن
۳
چون حباب از بیضه هستی قدم بیرون گذاردر فضای بحر با موج سبکرو بال زن
۴
مطربان را پست کن، از بار منت گل بچینساقیان را مست گردان، رطل مالامال زن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth