شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۰۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرخ را خاکستری از برق سودا کرد حسننقطه خاک سیه را چون سویدا کرد حسن
۲
غوطه در خون شفق زد ساعد سیمین صبحتا به خونریز اسیران دست بالا کرد حسن
۳
کوه طوری را که بر زانوی تمکین تکیه داشتاز نگاه برق جولان آتشین پا کرد حسن
۴
غوطه در موج حلاوت زد زمین و آسمانتا ز شکر خنده پنهان گره وا کرد حسن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth