شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۰۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرد غم فرش است دایم در غم‌آباد وطندر غریبی نیست مکروهی به جز یاد وطن
۲
ای بسا نعمت که یادش به ز ادراکش بوداز وطن می‌ساختم ای کاش با یاد وطن
۳
مرهمش خاکستر شام غریبان است و بسهر که را بر دل بود زخمی ز بیداد وطن
۴
از دل و جان بنده غربت نگردد، چون کند؟آن‌چه یوسف دید از اخوان در غم‌آباد وطن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth