خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز چون روشن شود زان روی انور یاد کنشب چو گردد تیره زان زلف معنبر یاد کن
۲
صبح با خورشید تابان چون شود دست و بغلاز بیاض گردن و رخسار دلبر یاد کن
۳
میتوان کردن به عادت زهر را شیرین چو قنددر حیات از مرگ تلخ خود مکرر یاد کن
۴
چون به بالین سر نهی یادآور از خشت لحدچون برآری سر ز خواب از صبح محشر یاد کن
صفحهٔ ۱ از ۳