شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۰۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کنچون چراغ روز، گل را در نظر بی نور کن
۲
سرنوشت عشق از پیشانی من روشن استچون توان با آب گفتن عکس را مستور کن؟
۳
شعله چون برگ خزان از آه سردم رنگ باختفکر فانوس ای کلیم از بهر شمع طور کن
۴
خاطر آیینه وحدت غبارآلود شدگرد هستی را به چوب دار از خود دور کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth