خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبح شد ساقی بیا فکر من افتاده کناز می چون آفتاب این سنگ را بیجاده کن
۲
آب و رنگی ده غبار آلودگان زهد راباده در قندیل و گل در دامن سجاده کن
۳
هر که باشد می تواند نقش را از دل زدوداز قبول نقش لوح خویشتن را ساده کن
۴
دامن سروی به دست آور درین بستانسرانقد جان را صرف راه مردم آزاده کن
صفحهٔ ۱ از ۳