خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل از پست و بلند روزگار اندیشه کندر برومندی ز قحط برگ و بار اندیشه کن
۲
از نسیمی دفتر ایام بر هم می خورداز ورق گردانی لیل و نهار اندیشه کن
۳
بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفتایمنی خواهی، ز اوج اعتبار اندیشه کن
۴
نیست بی زهر پشیمانی حضور این جهاناز رگ خواب فراغت همچو مار اندیشه کن
صفحهٔ ۱ از ۴