شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۰۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیستی چون اهل معنی لب به دعوی وا مکنعیبجویان را به عیب خویشتن گویا مکن
۲
بهر مشتی خون که خواهد خرج خاک تیره شدلب به حرف خونبها چون خودفروشان وا مکن
۳
تا نسازی دامن اطفال را خالی ز سنگاز سواد شهر رو در دامن صحرا مکن
۴
از خرد دورست مس کردن طلای خویش راروی زرد خویش سرخ از باده حمرا مکن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth