خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نگردد چهره نوخط زلف را کوته مکنای ستمگر رشته امید ما کوته مکن
۲
می شود جان تازه از آواز پای آشنااز مزار کشتگان خویش پا کوته مکن
۳
کشتی بی بادبان کمتر به ساحل می رسددست از دامان مردان خدا کوته مکن
۴
سرسری از فیض صحرای طلب نتوان گذشتاز شتاب این راه را ای رهنما کوته مکن
صفحهٔ ۱ از ۳