خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون زند موج حلاوت کلک شکر بار منپسته خندان شود لب بسته از گفتار من
۲
دامن فکر من است از دامن گل پاکترچشم شبنم می پرد در حسرت گلزار من
۳
چون صدف دریادلان را باز می ماند دهنگوهرافشانی کند چون کلک گوهربار من
۴
در پس آیینه از خجلت نهان گردیده اندطوطیان در روزگار کلک شکر بار من
صفحهٔ ۱ از ۶