شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می زداید بی کسی زنگ از دل افگار مناز پرستاران گرانتر می شود بیمار من
۲
پرتو منت کند عالم به چشم من سیاهباشد از تردستی روشنگران زنگار من
۳
ریشه کفرست محکم در دل سنگین مراچون سلیمانی گسستن نیست با زنار من
۴
نیست با این خاکدان دلبستگی یک جو مرابرگ کاهی می شود بال و پر دیوار من
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth