خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از هواداران شود دایم مکدر شمع مناز پر پروانه دارد تیغ بر سر شمع من
۲
پرتو منت کند دلهای روشن را سیاهمی شود دست حمایت آستین بر شمع من
۳
از مروت می کند روشن چراغ خصم راگر به ظاهر می شود خامش ز صرصر شمع من
۴
گردنی در زیر تیغ از موم دارد نرم تردر نظر دارد همانا بزم دیگر شمع من
صفحهٔ ۱ از ۳