خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست جز لخت جگر چیزی دگر بر خوان مناز پشیمانی دل خود می خورد مهمان من
۲
در مصیبت خانه ام گرد تعلق فرش نیستسیل خجلت می برد از خانه ویران من
۳
از تنور خاک، نان من فطیر آمد بروناز تنور آسمان تا چون برآید نان من
۴
قطع پیوند تعلق کرده ام زین خاکدانداغ دارد خار را کوتاهی دامان من
صفحهٔ ۱ از ۳