خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اهل معنی گرچه خاموشند از تحسین منغوطه در خون می زنند از معنی رنگین من
۲
سکته بی دردی از خواب عدم سنگین ترستورنه خون مرده گردد زنده از تلقین من
۳
در جگرگاه نواسنجان این بستانسراتیغها خوابیده از هر مصرع رنگین من
۴
از ید بیضای کلک من جهانی روشن استگر به ظاهر نیست شمعی بر سر بالین من
صفحهٔ ۱ از ۳