خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می زند از گریه موج خوشدلی ابروی منآب چون شمشیر جوهر می شود در جوی من
۲
خاک راهم، لیک از من چرخ باشد در حسابمی شود باریک دریا چون رسد در جوی من
۳
دشمن خود را خجل کردن نه از مردانگی استورنه نتواند فلک خم ساختن بازوی من
۴
عطسه مغز عندلیبان را پریشان کرده استگرچه پنهان است در صد پرده چون گل بوی من
صفحهٔ ۱ از ۴