خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ناله نی از جگرها آه می آرد برونیوسفی در هر نفس از چاه می آرد برون
۲
رهروی کز کاروان یک بار دور افتاده استخار را از پا به منزلگاه می آرد برون
۳
از بهای خویش افتادن، به چاه افتادن استهرزه یوسف را فلک از چاه می آرد برون
۴
در تنور رزق چون نوبت به قرص ما رسدچرخ گویا بیژنی از چاه می آرد برون
صفحهٔ ۱ از ۲