شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برونجغد ازین ویرانه طاوس بهشت آمد برون
۲
فکر رنگین جلوه دیگر کند با بخت سبزخوش نماید لاله ای کز طرف کشت آمد برون
۳
چون زلیخا کز پی یوسف ز خود بیرون دویدجنت از دنبال آن حوری سرشت آمد برون
۴
هر کجا غم نیست، آنجا زندگانی مشکل استزین سبب آدم به تعجیل از بهشت آمد برون
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth