شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۱۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست ممکن پخته کس زین خاکدان آید بروناز تنور سرد هیهات است نان آید برون
۲
جسم سوزان مرا خاک از دهن بیرون فکندچون هما از عهده این استخوان آید برون؟
۳
هر کجا بی پرده گردد روی آتشناک اوخود به خود آیینه از آیینه دان آید برون
۴
ای که می خندی چو گل بر سینه صد چاک منباش تا آن شاخ گل دامن کشان آید برون
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth