شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی از میخانه عالمتاب می آید برونگوهر شهوار خوب از آب می آید برون
۲
عشق سرگردانیی دارد، ولی خون می خوردکشتی هر کس ازین گرداب می آید برون
۳
در فروغ عشق نور عقل گردیده است محووای بر شمعی که در مهتاب می آید برون
۴
پیچ و تاب از جوهر شمشیر اگر بیرون رودجان عاشق هم ز پیچ و تاب می آید برون
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth